+آره می خوام بخرم ، پرسیدم همش چند ؟
8 -تا قوطی باقی مونده ، هر قوطی 1500 تومنه ، میشه ... میشه 12 هزار تومن ...
دستش رو توی
جیبش کرد و اسکناس های مچاله را ازجیبش بیرون آورد ، از بین اسکناس های مچاله 12 هزار تومان شمرد و گذاشت روی جعبه ی واکس
پسرک ، یکی از قوطی ها را برداشت و گفت : " همین یه دونه کار منو راه می
ندازه ، بقیه اش رو هم فردا بفروش و با پولش برای خودت کلاه و شال گردن بخر "
بعد اشاره کرد به چراغ سر چهارراه و ادامه داد : " چراغ قرمز شده ، من دیگه باهاس برم ، تو هم پاشو خودتو برسون به قطار آخر مترو ، پاشو تا دیرت نشده "
این رو گفت و بلند شد . درب قوطی واکس رو باز کرد ، سیاهی صورتش رو تجدید کرد ، تنبکش رو زد زیر بغلش و رفت بین ماشین هایی که پشت چراغ قرمز صف کشیده بودند و شروع کرد به خواندن : " ابراب خودم سامبولی بلیکم ، ابراب خودم سرتو بالا کن ... "