| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | ||||||
| 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
| 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
| 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
| 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
" خب اگه برادر داشتم باهاش کشتی می گرفتم ، با هم تو حیاط گل کوچیک می زدیم ، تازه می تونستیم دوتایی بریزیم سر مهدی آلوچه و یه کتک حسابی بهش بزنیم "
این جواب همیشگی من بود به آدم هایی که تمام سال های کودکی ام آن همه شور و اشتیاق آمیخته به حسرت برادر نداشتن من برایشان عجیب بود و نمی توانستند بر شهوت کنجکاوی خود غلبه کنند و می پرسیدند : " تو که یه خواهر به این خوبی داری ، برادر دیگه می خوای چیکار ؟ "