بابا "انار" دارد
بابا "انار" دارد

بابا "انار" دارد

خواهر ِ ناز ِ کوچولو

" خب اگه برادر داشتم باهاش کشتی می گرفتم ، با هم تو حیاط گل کوچیک می زدیم ، تازه می تونستیم دوتایی بریزیم سر مهدی آلوچه و یه کتک حسابی بهش بزنیم "
این جواب همیشگی من بود به آدم هایی که تمام سال های کودکی ام آن همه شور و اشتیاق آمیخته به حسرت برادر نداشتن من برایشان عجیب بود و نمی توانستند بر شهوت کنجکاوی خود غلبه کنند و می پرسیدند : " تو که یه خواهر به این خوبی داری ، برادر دیگه می خوای چیکار ؟ "


ادامه مطلب ...