بابا "انار" دارد
بابا "انار" دارد

بابا "انار" دارد

نسیه ممنوع !!!

فرض کنیم " مجموعه عرائض آقای بلاگر " یک انسان زنده باشد - فرض محال که محال نیست . هست ؟! - اسمش را هم مثلا می گذاریم " چراغعلی " یا به قول نیمه جدی " مش رکابعلی " ... اسمش هر چه باشد مهم نیست ، مهم اینست که آدم زنده قلب می خواهد ، قلبی که لااقل تپیدن را بلد باشد .
باورتان بشود یا نه ، قلب " مش رکابعلی " بر خلاف تمام آدم هایی که می شناسیم سمت چپ سینه اش نیست . مش رکابعلی خیلی چیزهایش مثل خیلی ها نیست . قرار هم نبوده باشد . که اگر بود ، " بودنش " توفیری نداشت ، مزه ای نداشت .
قلب مش رکابعلی ِ ما سمت راست بدنش می تپد ، درست در پایین ترین نقطه . آنجا که با هر اشاره ی آدم هایی که گذرشان به این حوالی می افتد ضربان می گیرد . مش رکابعلی ضربانش می افتد با نبودن شما و جان می گیرد با نگاه هایتان ...

با آدم هایی که ادعا می کنند در این دنیای بلاگستان صرفا برای دل خودشان می نویسند یا نوشتن را تمرین می کنند و " آمار بازدید " هیچوقت برایشان مهم نبوده کاری ندارم . قضاوتشان هم نمی کنم . اما برای من مهم بوده و هست ، همیشه ، از همان روز اول . که اگر نبود برای وبلاگ نوشتن وقت نمی گذاشتم ، که اگر نبود مثل سالهای دور به سیاهه کردن در سر رسید دل خوش می کردم ، که اگر نبود از میان آدم های این جا دوست و رفیق ِ جانی بر نمی گزیدم ...
سی هزار بازدید در ده ماه ( دو ماه از این یکسال آمار بازدید را بسته بودم ) آمار چشمگیری نیست . واقعیت این است که خیلی از وبلاگ نویس ها در یک هفته و 10 روز و یک ماه به این آمار می رسند اما شک نکنید به عنوان نویسنده ی این وبلاگ به تک تک این سی هزار بازدید می بالم و می نازم و شک ندارم اگر این وبلاگ جزء پر بازدیدهای بلاگستان نیست مهمترین دلیلش من هستم و نارسایی های قلمم . از غلط املایی های پیش پا افتاده گرفته تا اشتباهات نحوی و دستوری ، همه و همه بیانگر این واقعیت است که نویسنده ی این وبلاگ و قلمش حالا حالا ها جا دارند برای بهتر شدن و پخته شدن و جا افتادن ...  

الغرض ؛ 


" نقدم کنید " و باور بفرمایید به ازای تک تک بازدیدهایتان در یک سال گذشته مدیون بودنتان هستم . این بار هم می خواهم بدون در نظر گرفتن تعارفات معمول و ملاحظات دست و پاگیر فرهنگ ایرانی ، ایرادات و کم و کاستی های قلمم را از زبان دوستانی بشنوم که افتخار دوستی تک تک شان تاجی است بر سر این روزهای زندگیم ...