X
تبلیغات
رایتل

شاعر نشدی وگرنه می فهمیدی!

شنبه 3 آبان 1393 ساعت 10:21

دو تایی نشسته بودیم پای پل، کنار آب، کنج یکی از رواق های کنار سنگاب شرقی. خیلی سال پیش بود. آن روزهایی که زنده رود هنوز رود بود و هنوز زنده بود. آن روزهایی که نبض شهر آرام می زد و مطمئن. بی استرس.

از وینستون عقابی ای که بین دو انگشتش ریز ریز جان می داد و هوس انگیز سرخ و سرخ تر می شد با ولع کامی گرفت و دودش را با خساست خاصی، بدون ذره ای اصراف فرو داد. چشمانش را بست. اندک دودی که از پیچ و خم شبکه ی مویرگی ریه هایش خلاصی یافته بود را فوت کرد توی هوا. آهی کشید. مضراب سردی به تن سه تاری که بغل کرده بود زد. بعد، با ر ِندی، تمام دلتنگی اش را، تمام عاشقیتش را، تمام خواستن ها و تمام نرسیدن های عمرش را، تمام ناگفته هایش را حتی، و شاید هم تمام دلگیری اش از دنیا و آن روز و آن لحظه را بغض کرد و با همان صدای مردانه و خش دار ِ همیشه اش گفت: "کاش پاییز نبود. کاش اینجا نبودیم. کاش عشق نبود. دل نبود، دلدادگی هم نبود. کاش پاییز نبود. پاییز ِ این شهر موسیقی داره ممد، موسیقی ِ نرسیدن انگاری"

***
خسته اند، هر دو. هر چند از این بالا درست نمی توان تشخیص داد ساز خسته تر است یا نوازنده اش. اما هر دو خسته اند. این را صدای هر دویشان داد می زند. یک شباهت دیگر هم دارند. هر دو بی ملاحظه اند. قول می دهم حتی یک لحظه هم با خودشان فکر نکرده اند که شاید دیلاقی مثل من، پشت پنجره ی یکی از این همه ساختمان نشسته باشد و نا غافل، بی غریو ِ نجات و بی غریق نجات طعمه ی امواج صدایشان شود.

می دانی دخترک؟!
داشتم فکر می کردم که حکمن و حتمن پاییز موسیقی دارد. نه فقط پای رود، نه فقط اصفهان، نه فقط موسیقی نرسیدن. پاییز تمام روزهایش، تمام لحظه هایش، زرد و نارنجی ِ برگ هایش، سرد و ملس ِ هوایش، بلاتکلیفی ِ آسمانش، نیمکت های ِ خالی توی پارک ها حتی. پاییز نه فقط موسیقی ِ نرسیدن، موسیقی رسیدن هم دارد، حتی برای آن دو تا خرمالویی که جفت ِ هم روی شاخه های درخت توی حیاط ِ خانه خوش نشسته اند.

پاییز شعر دارد، شاید یک چیزی شبیه این دو بیت از میلاد عرفان پور که می فرماد:

تلخ است که لبریز حقایق شده اســــت
زرد است که با درد موافق شده اســــت
عاشـــق نشـــدی وگـرنه می فهمیـــدی
پاییز بهاری است که عاشق شده است

نظرات (8)
شنبه 3 آبان 1393 ساعت 12:24
چند وقتیه فکر میکنم حال و هوای پاییز چیزیه شبیه فال حافظ، هر کس به فراخور حس و نیتش ازش برداشت متفاوتی داره، همه هم میتونن ادعا کنن حافظ دقیقا جوابشونو داده یه جورایی این غزل از همون اول ماجرا فقط برای شخص شخیص ایشون سروده شده. پاییز هم همینه، هر کس با حال مختلف می تونه اون حسی که می خواد رو ازش بگیره بدون اینکه شباهتی به حال و روز شخص دیگه که داره از فصل عاشقی انرژی میگیره داشته باشه.



+ چرا همیشه به محض رسیدن پاییز یه سری حسا برمیگردن، تلقینی نه، واقعیه واقعی میان ... شاید پاییز فصل نبش قبر احساس باشه.
امتیاز: 0 0
شنبه 3 آبان 1393 ساعت 13:26
پاییز همیشه منو یاد کوچ میندازه
امروز من چرا همش یاد مرحوم طاهرزاده می افتم
کوچ نن از همیشه
چاره آخرینه
پای عبورم اما زندونیه زمینه
...
امتیاز: 0 0
شنبه 3 آبان 1393 ساعت 16:38
پاییز یه چیز دیگه س..
آدم دلش می خواد ولو شه بین شمعدونی های ایوون، تکیه بده به نرده، ساغرو بغل بگیره و بزنه..بزنه..بخونه .. بخونه..
پاییز یه هوای دیگه داره..
پرتقال داره.. خرمالوهای نشسته تنگ هم داره.. انار داره..
شبای طولانی داره..ستاره فراوون داره.. دورهمی داره.. بنفش لبو داره.. چرغ چرغ تخمه ی بوداده با گلپر داره..
آبان داره.. آذر داره..
مهر داره..
قدم زدنای جفتی داره .. انگشتای چفت هم داره .. دلای پیش هم داره..

پاییزتون سرشار از خوبی..
امتیاز: 0 0
یکشنبه 4 آبان 1393 ساعت 11:15
یکی از قشنگ ترین پست هایی که درمورد پاییز خوندم...عالی بود جناب جعفری نژاد...همیشه خاموش میخونم پست هاتون رو...این پست اما...
برقرار باشید
امتیاز: 0 0
یکشنبه 4 آبان 1393 ساعت 22:14
البته بنده خیلی عذر می خوام که دارم وسط دعوا نرخ تعیین میکنم ولی فک کنم اصل شعر این باشه:

تلخ است که لبریز حقایق شده اســــت
زرد است که با درد موافق شده اســــت
عاشـــق نشـــدی وگـرنه می فهمیـــدی
پاییز بهاری است که عاشق شده است

از کتابچه ای به نام "پاییز بهاری است که عاشق شده است"

با تشکر فراوان
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خیلی خیلی ممنون بابت تذکر کاملن به جا
حق با شماست. موقع نوشتن پست حضور ذهن نداشتم. شعر را با چند کلمه ای که به یاد داشتم سرچ کردم و اعتماد کردم به گوگل که نتیجه اش شد اونی که مشاهده فرمودید.

باز هم ممنون از تذکر و دقتتون
چهارشنبه 7 آبان 1393 ساعت 09:32
من عاشق پاییزم.
پاییز حسی رو در بند بند وجود متولد میکنه که وقتی زمستون میاد انگار کسی رفته.
توصیف زیبایی از پاییز بود.
ممنون.
امتیاز: 0 0
چهارشنبه 7 آبان 1393 ساعت 13:49
سلام مهندس
امتیاز: 0 0
جمعه 10 بهمن 1393 ساعت 04:32
پاییز بهاریست که عاشق شده شده است
من بهاری هستم که بی پاییز، زمستان شده ام!
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد