X
تبلیغات
رایتل

مقاوم نمی شود...

یکشنبه 5 خرداد 1392 ساعت 08:41

کودک به لالایی،

مجنون به شیدایی،

عاشق به رسوایی،

.

.

.

آدم به "تنهایی"...

نظرات (84)
یکشنبه 5 خرداد 1392 ساعت 09:48
اول
امتیاز: 0 0
یکشنبه 5 خرداد 1392 ساعت 09:51
اون "شیدایی" و "رسوایی" و "تنهایی" رو هستم اما متاسفانه در باب لالایی چیزی از بچگی به خاطر ندارم...

به جان خودم الان یه چی میگی، میزنی تو برجکمون هررررررر
امتیاز: 0 0
پاسخ:
تحقیق کن ببین اصن بچه بودی یا از اولش همین قدی بودی اساسن

اینم واسه برجکت
یکشنبه 5 خرداد 1392 ساعت 10:05
این هم کامنت سومی...
سهمیه ام دیگه تموم شد الان با کفشایی که با جوجه عوض کردی میوفتی دنبالم
امتیاز: 0 0
یکشنبه 5 خرداد 1392 ساعت 10:43
به نظرت چ فرقی بین مجنون و عاشق هست ؟!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
"مجنون" شخصیت ناپایداری دارد و خود را لایق عشق معشوق نمی داند از همین رو سرخورده و نالان است

عاشق به خود شناسی رسیده و عشق را در می یابد و در آن ذوب می شود. ترس را نمی شناسد و در عین غرور، ناز می کشد

"لیلی و مجنون" را بخوان محمد جان، پشت بندش خواندن "خسرو شیرین" تفاوت های میان جنون و عشق را برایت هویدا می کند

"نظامی" استاد عشق است به تفسیـــــــــــــــر و تفصیل
یکشنبه 5 خرداد 1392 ساعت 10:59
همه عاشقا یه روزی رسوا می شن...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
و لذت عشق به رسوایی و پایداریشه
یکشنبه 5 خرداد 1392 ساعت 11:06
اصن من دیگه از این به بعد کثل خانومای مودب و موقر کامنت میذارم خوبت شد؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
یک غلط

نوزده -----/ تمام
یکشنبه 5 خرداد 1392 ساعت 11:08


سلام رفیق

از لالایی تا تنهایی هیچ فاصله ای نیست عزیز ....
امتیاز: 0 0
پاسخ:
هست، رفیق
یکشنبه 5 خرداد 1392 ساعت 11:25
آدم به تنهایی نه تنها مقاوم نمی شود آسیب پذیر هم می شود. تجربه کردم که میگم.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
زیااااااد
یکشنبه 5 خرداد 1392 ساعت 11:33
سلامم محمد جان
کوتاه و جانانه بود...
......
به قول مامانم تنهایی فقط برا خودش خوبه و بس...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام فاطمه جان

مامانا همیشه راس میگن، بر خلاف مادر شوهرا
یکشنبه 5 خرداد 1392 ساعت 11:54
دوباره سلامم
اینو خوب اومدی...بچه ی نکته شناسی هستی
البت بخوایم بی انصاف از دنیا نریم...در مواردی معدود حرفای مادرشوهران عزیز هم راست از آب در میان..

امتیاز: 0 0
پاسخ:
شینیم بینیم Bawwwwwww
از آب گل آلود ماهی نگیر

مادر شوهرا قبل از اینکه مادر شوهر باشن: مادرن

دیدی به نکته ی تستی که تو حرفم بود دقت نکردی حاج خانووووووووم
یکشنبه 5 خرداد 1392 ساعت 12:09
یعنی الانا صفر شدم...ای داد بیداد
خوب همون مادر بودنش کار رو خراب میکنه دیگه...حالا پیدا کن نکته تستی و تشریحی رو...
.......
با همه ی این حرفا خدا همه ی مادر شوهرای مهربون رو حفظ کنه
مگه بیکاری یا سرم درد میکنه ...از این دنیا هر چی بگی بر میاد یهو می بینی مادر شوهر عظمی میلد اینجا رو میخونه
بعد به قول مامانم"آب بیار حوض پر کن"
امتیاز: 0 0
پاسخ:
دیدی ترسیدی و جا خالی دادی... دیــــــــــــــــــــــــــــدی
یکشنبه 5 خرداد 1392 ساعت 13:32
سلام

۳تا اولی خوشاینده
اما
امان از تنهایی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سه تای اول هم همیشه خوشایند نیست خواهر جان
یکشنبه 5 خرداد 1392 ساعت 13:53
آدمی تنهایی بزرگی ست که در هیچ کجا نمی گنجد..
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آدم تنهایی نیست اما شاید در تنهایی محاط شده باشد یه وقتی، یه جایی
یکشنبه 5 خرداد 1392 ساعت 14:38

دیشب یه سوالی از خودم داشتم...الان اینجا جوابش رو گرفتم.

عجب حرفی زدی ..

امتیاز: 0 0
پاسخ:
سوال داشتی بپرس، تعارف نکن
یکشنبه 5 خرداد 1392 ساعت 14:39
داد از غم تنهایی....

سلام خان داداش...بیزحمت خصوصیتون رو چک بفرمایید...با تشکر
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام خواهر جان

چک شد الهه جان
حالا اگه راس می گی خودت خصوصیتو چک کن
یکشنبه 5 خرداد 1392 ساعت 15:24
راست میگم و خصوصیم رو هم چک کردم و خصوصی مجددی برایت نهادم...حالا تو هم راستگوییت رو ثابت کن دادا
امتیاز: 0 0
پاسخ:
عرض ارادت جهت اثبات راستگویی
یکشنبه 5 خرداد 1392 ساعت 17:31
سلام محمد، خوبی؟
دلم برات تنگ شده بود
امتیاز: 0 0
پاسخ:
جیگرتو رفیق خوش قلب و مهربونم
یکشنبه 5 خرداد 1392 ساعت 18:22
ببین اومدی نسازیا با من

لالایی که همیشه خوشاینده..چه برای کودک و چه برای کودکان قدیم
مجنون هم که کارش شیداییه .اصلا به واسطه ی شیدایی هست که مجنونه
حالا همیشه خوشایند نبودن مورد سوم قبول
البته به نظر من ۹۵ درصد خوشاینده ها...!!!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
تسلیم... جفت دستامم بالا
یکشنبه 5 خرداد 1392 ساعت 18:24
اسمم از کامنت بالایی جا موند
از بس در راستای اثبات نظرم هول شدم!!!
امتیاز: 0 0
یکشنبه 5 خرداد 1392 ساعت 18:37
به تنهایی مقاوم میشه محمد...مجبور که باشی به همه چی مقاوم میشی...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اسمش مقاوم شدن نیست، سازگاریه فرشته
یکشنبه 5 خرداد 1392 ساعت 19:19
امان از تنهایی...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
یکشنبه 5 خرداد 1392 ساعت 20:30
نه دیگه...در این حد نخواستم تسلیم بشی

دارم پستتو خوش نویسی می نویسم...مشق می کنم

خیلی بهم چسبیده
امتیاز: 0 0
پاسخ:
چه فایده وقتی یه نسخه ش رو به خودم نمی دی
یکشنبه 5 خرداد 1392 ساعت 20:43
پس قربون دستت اون ریش پرفسوریتو نزن تا من برم فکرامو بکنم و برگردم ...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
باشه... خیالت تخت
یکشنبه 5 خرداد 1392 ساعت 22:37
سلام محمد جان. این پستت تو قسمت مینیمال های بهاره قرار داده شد.

http://weblogstan.ir/minimals/701/%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%84-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D8%B5%D9%84-%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%B1
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون رفیق
لطف شما همیشه شامل حال ما و قلم فرسایی هایمان بوده جناب جوانی
یکشنبه 5 خرداد 1392 ساعت 23:17
من انقدر خنگم محمد جان که نفهمیدم چی میخواسته‌ای بگویی
اما چون خودم امکانش خیلی زیاد است که به زودی مادرشوهر بشوم، با اون قسمت جواب کامنتتون! مخالفم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ایشالا به سلامتی
شوما مادر شوهر خوبی می شی، امیدوارم
یکشنبه 5 خرداد 1392 ساعت 23:47
عاشق که میشوی باید فاتحه غرورت را بخوانی
عاشق که میشوی باید رسوایی را به جانت بخری
اصلا یک عاشق است و رسوایی اش
اصلا عشق به رسواییست که زیباس
عاشق که میشوی رسوا میشوی
رسوا که میشوی تنها هم میشوی
تنها که شدی
مقاومتت را از دست میدهی

سلام محمدحسین عزیزِ کم پیدای صامت ستاره ی سهیل
امتیاز: 0 0
پاسخ:
عاشق که می شوی باید مراقب غرورت باشی، عاشق باشی و غرور نداشته باشی بوی الرحمن از عشقت بلند می شود
دوشنبه 6 خرداد 1392 ساعت 01:08
سلام
بله، هیچ وقت هیچ آدمی به تنهایی مقاوم نمیشه... اگه هست از سر ناچاریه نه مقاومت...
ولی بچه ی مقاوم به لالایی هست... بچه ای که لالایی که سهله، هیچ تکنیک دیگه ای هم نمیتونه خوابش کنه.
و اما...
در مورد "عاشق" و "مجنون"، به تفاوت ظریفی اشاره کردید...
خالی از لطف نیست که این دو تا شعر رو هم اینجا بنویسم:

در این دو بیت، "مولوی" احوال عاشق رو به تصویر میکشه:
اگرم در نگشایی، ز ره بام درآیم
که زهی جان لطیفی، که تماشای تو دارد
به دو صد بام برآیم، به دو صد دام درآیم
چه کنم؟ آهوی جانم، سر صحرای تو دارد

و اینجا "نظامی" احوال مجنون رو:
خسته ام زین عشق، دل خونم مکن
من که مجنونم، تو مجنونم مکن
مرد این بازیچه دیگر نیستم
این تو و لیلای تو، من نیستم

ایامتون به کام
امتیاز: 0 0
پاسخ:
گفته بودم که بعضی وقتا بعضی کامنتات زیر بغل حرف و پست آدم رو می گیره و بلندش می کنه
این کامنت شاهد حرفم بود
دوشنبه 6 خرداد 1392 ساعت 02:31
و
آینه به "آه"
و
...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
شما فرهیخته ترین کرم دندونی هستین که دیدم
دوشنبه 6 خرداد 1392 ساعت 11:01
و
زخم به نمک
...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
زخمی نشی باغبان لاله عباسی
هیچوقت
دوشنبه 6 خرداد 1392 ساعت 12:28
این بچه حرف در راستای اقتصاد مقاومتی بود آیا؟
فوق العاده بود فراگیان زبون دراز
من هم در خط دوم و سوم و اون سه نقطه مقاوم نمی شوم!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مریضی باعث شد کلی کالری از دست بدم، دکتر بهم توصیه ی اکید کرده انرژیم رو صرف حرافی و وراجی نکنم لذا روی آوردم به بچه حرف

خودتی، هم فوق العاده هم زبون دراز
دوشنبه 6 خرداد 1392 ساعت 14:38
سلام.
مدتهاست که می خوام براتون کامنت بذارم اما نمی دونم چه مشکلی بود که پیام هام ارسال نمیشد.
خلاصه اینکه اومده بودم بگم :

روزتون مبارک.

درمورد پست هم... متاسفانه فقط عادتم شده بیام این نوشته ها رو بخونم و بگم قشنگ بود خیلی....
خوب اخه واقعا قشنگ بود.

و کلی عذرخواهی که امتحاناس و وقت زیادی نیست برای عرض ادب.

خداوند به همراهتان.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام خورشید جان

لطف داری دختر خانم گل
موفق باشی
مراتب ارادت ما رو خدمت ابوی گرام هم عرض بفرمایید
دوشنبه 6 خرداد 1392 ساعت 23:50
آدم به تنهایی....
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سه‌شنبه 7 خرداد 1392 ساعت 11:24
سلام عرض شد
امتیاز: 0 0
پاسخ:
علیک سلااااااام

چطوری عروس خانووووم
ایشالا همه چیز بر وفق مراد دیگه
کماکان آرزوی ما خوشبختی شماست هاااا
سه‌شنبه 7 خرداد 1392 ساعت 14:41
رنگ و روی وبلاگت باز شد همشهری

راستش سر آخرین کامنتی که گذاشته بودم کمی پیش تر ...خیلی مکث کردم که یه کامنت خصوصی بزارم و مطلبی رو بهت بگم. منتها بابت تجربه های قدیمی ...حرفم رو خوردم و نگفتم. اما شاید دونستنش کمک ِ بزرگی باشه برات

همینجا پیش بچه ها میگم :

از بین ِ وبلاگ هایی که این روزها بیشتر اسمشون برامون آشناست و بازدید ِ خوبی هم دارند به نسبت...خیلی ها دست و پاشون رو گم کردند. دیگران رو نمی دونم ، اما من اگه این جا رو چک می کنم ، دلیلش اینه که با وجود ِ‌اینکه قلم ِ‌قوی تر و دوست داشتنی تری داری نسبت به اونها ، اما در کنارش شخصیت بهتری داری .
و دلیل اینکه اونروز خیلی مکث کردم و نگفتم این بود که ، زیاد پیش اومده که ماه ها و سال ها کسی و می شناختم و به محض گفتن ِ‌خوبی هاش ،‌به یکباره عوض می شد !!!
حتی پیش اومده پستی بنویسی که چندان برام جالب نباشه اما باز هم سر زدم ،‌چون شخصیتت برام اوکی شده است .

امیدوارم همیشه همینقدر به خواننده هات احترام بزاری و جعفری نژاد ِ‌ساده و خونگرم ِ خودمون بمونی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اول این که لطف شما ما رو با خاک یکسان کرد اخوی

دوم هم اینکه در زمینه ی مورد بحث نگرش دو گانه وجود دارد یعنی آدمیزاد جماعت دو گونه می اندیشد:

گروه اول به پرواز می اندیشند و اوج گرفتن و بالا رفتن، اونقد بالا که آدمای روی زمین بشن اینقد، قد نوک سوزن... غافل از اینکه هر چی بالا تر بری تنها تر می شی. شاهدش هم اوستا کریم که احد ِ و واحد

گروه دوم ترجیح می دن همین جا کف زمین بمونن، لا و لوی آدما باشن و با آدمیزاد جماعت بُر بخورن... اساسن تعریفشون برای بالا رفتن یه جورایی با گروه اول فرق می کنه

خب یا بد زور می زنم که جزء گروه دوم باشم. سعی می کنم آدم باشم و لای آدمااا...
پس تمام زورم رو می زنم که آدما رو از خودم نرونم. خب البته هیچوقت نمیشه صد در صد موفق بود
سه‌شنبه 7 خرداد 1392 ساعت 14:47
یعنی این عکس خودتون هستین؟
یعنی حافظه ی تصویری من اینقدر ضعیفه؟
قبلا یه جور دیگه بودین که!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
والا تا جایی که یادم می یاد همیشه همینجور بودم
البته یه سری رفتم دکتر، آقای دکتر گفت با پنج تا عمل زیبایی و ده بیست بار تزریق بوتاکس ممکنه یه جور ِ قابل تحمل تری بشم اما راستش ترجیح دادم پولامو تو ارز و سکه سرمایه گذاری کنم به جای درز و گونه

جالبه روناک هم به شدت از این عکس متنفره، میگه شبیه مموتی هستی تو این عکسه، تازه اون یه پرده خوشگلتر و جذاب تره
فعلا که دارم مقاومت می کنم و با اعتماد به سقف کاذب از عکسم دفاع می کنم
سه‌شنبه 7 خرداد 1392 ساعت 16:11
private
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 7 خرداد 1392 ساعت 16:44
سلام محمد ... خوبی؟

بقول خودت سازگار با تنهایی ... باید تسلیم شد ...
ولی فکر نکنم از اون لالایی تا تنهایی فاصله ی زیادی باشه ها ...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بستگی داره بابک جان
اون فاصله بستگی داره به کیفیت و کمیت جنگیدنت
باس جنگیدنو باهاش بلد باشی
سه‌شنبه 7 خرداد 1392 ساعت 18:45
و "کنکوری" به خوابیدن!

+سلاملیکم، خوبی شما؟
برادر چه تغییری!چقد لاغر شدی شما


امتیاز: 0 0
پاسخ:
علیک سلام خواهر جان

تغییر که هم خوبه هم لازمه
اما من باب میزان وزنی که Lost شده باید عرض کنم دم عید که تو گاوداریه یکی از رفقا خودم رو باسکول کشیدم 70 بودم با نیم کیلو کم و زیاد، پریشب ترازوی منزل خانم جان اصرار داشت که 61 کیلوئم

ما که حرف ترازو رو باور نکردیم
سه‌شنبه 7 خرداد 1392 ساعت 20:42
مبارک عکس جدید
نسبت به عکس قبلی خیلی تغییر کردین
لاغرتر و کمی جدی تر
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آدم ها عوض می شوند خواهر جان، خواسته یا نا خواسته
حتی توی عکس ها، حتی توی خاطره ها و "حتمن در واقعیت"

دعا کن ته تهش خیر باشه...
سه‌شنبه 7 خرداد 1392 ساعت 22:49
ای بابا مملی خان عسک عوض میکنی خبر بده! این کروم همون آقای کلاهی رو به ما نشون میداد هی!!!
راست میگن بچه ها لاغر شدین. آفرین به روناک خانوم که در امر لاغر شدنتون به شما کمک شایانی کردند...
میگم تجربیاتتون رو در اختیار دوست تپلتون هم قرار بدین بد نیستا
امتیاز: 0 0
پاسخ:
این عکس برای 5 سال پیشِ خاموش جان
اتفاقن اثرات رد پای روناک در زندگی ام موازی شده با رد پای اضافه وزن و شکفته شدن

کاهش وزن اخیر هم از عواقب ناگزیر بیماریست، بدبختانه
چهارشنبه 8 خرداد 1392 ساعت 11:58
وای وای وای چه عکس خوشگلی.
چه با صفا. چه قشنگ.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
چهارشنبه 8 خرداد 1392 ساعت 12:24
ای وای
ایشالا زود زود خوب خوب شین و دوباره تپل مپل

تنتون سالم باشه آقای جعفری نژاد
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مو تو شکرم
چهارشنبه 8 خرداد 1392 ساعت 23:31
سلام عرض شد شبه برادر جان
خوبید؟
داشتم رد میشدم گفتم عرض ادب کنم..
ان شاء الله که هرچه زودتر از عیال جان تشکر کنید*

* " تشکر کردن از عیال" در فرهنگ اصطلاحات خانواده ما،
یعنی برادران به پاس دست پخت خوشمزه ی همسرانشان، اضافه وزنی پیدا کرده و کمی تپلی مپلی می شوند

باشد که رستگار شوید
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون زهرا جان
پنج‌شنبه 9 خرداد 1392 ساعت 15:12

سلام:گل

اصلا جای خالی خود را اینجا حس کردم!:دی

:گل

امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام عاطی جان
جمعه 10 خرداد 1392 ساعت 18:42
خب این یعنی چی آخه؟
من که تند تند میام شما آپ نمی کنی٫ بعد یه بار که من چند روز نمیام می بینم ماشالله!!! چه قدرمطلب جدید!!!
حس شرمندگی همراه با عقب افتادگی به آدم دست میده خب!!!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ما شرمنده، خیلی زیاد
شنبه 11 خرداد 1392 ساعت 18:11

میگم حالا که بهار خانوم عروسی کرده چه کسی مسئول پیگیری غیبت های شما میشه؟
عجالتا که باید یکی رو بذاریم غیبت های ایشون رو هم چوب خط بزنه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
:-))
پنج‌شنبه 16 خرداد 1392 ساعت 12:25
تنهایی بهتر از هر همراهی ست...
شاید آدم به تنهایی مقاوم نمی شود اما انسان چرا...!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
موافقم...
پنج‌شنبه 16 خرداد 1392 ساعت 17:42
عالی.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون...
پنج‌شنبه 16 خرداد 1392 ساعت 23:11
کجایی تو محمدحسین بلاگر؟؟؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
همین گوشه کنارااا ا:-)
جمعه 17 خرداد 1392 ساعت 00:28
50
امتیاز: 0 0
( تعداد کل: 84 )
   1       2    >>
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد